سفارش تبلیغ
صبا

 

در رهت طی مراحل نکنم پس چه کنم ؟                                        در سر کوی تو منزل نکنم پس چه کنم ؟

جان اگر محرم جانان نشود پس چه شود ؟                              خویشتن را به تو واصل نکنم پس چه کنم ؟

دیده سر مست جمالت نبود پس چه بود ؟                                    خاک بر دیده عاذل نکنم پس چه کنم ؟

عاشق ول شده زاری نکنه پس چه کنه ؟                                 گریه شوق چو هاطل نکنم پس چه کنم ؟

عشق ارباب تحمل نکشد پس چه کشد ؟                                حمل بار غمت از دل نکنم پس چه کنم ؟

علامه  حسن زاده آملی

سلام بر همه دیدگان دیباچه های تسبیح ، سلام بر ترنم باران ، سلام بر قشنگترین ترانه های صبحگاهی

* تبریک ،تبریک ،تبریک * 

با توام ای بهار ، امروز تمام دعا هایمان را برای تحسن دستهای تو می کنیم . و تام اشکهامان را برای نگاه مهربانت .

حال عجیبی است . برای بیدهای اسیر در چنگال طوفان بی مهری . و عاشقانه با آغوش باز پذیرای نسیم محبت هستیم . با ذره ذره وجودمان سفر زستان را از قلبمان می بینیم . و تو را که امروز مشتاقانه بر همه گستره از زمین می تابی .، و همه بید های مجنون را که در سنگینی آرام بخشی به خواب رفته اند را بیدار می کنی . و مسافران خسته را به امید رساندن سر منزل وصال در گرمای گرم آغوشت می فشاری و به همه عشق می ورزی و به همه عشق می ورزی و آینده را برای همه جور دیگری روشن می کنی ؟ آیا خاطره ای از این سرما زده روزگار در قلبهایمان را برای همیشه خاموش می کنی .

آیا با دلهامان هم تجدید بیعت می کنی که دوباره به عشق ورزیهایت خیانت نکنند.ومتّهمت نکنندبه پایان رسیدن وتا ابد برای روحهایشان ودلهای ظریف وشیشه ایشان ،لحظه ای مرگ آورآرزو نکنندوروزهای سرد وزمستانی قلب یخیشان را به سمت بهار وتازگی کوچ بدهند .وبیاموز که از حیات دوباره یافتن گلها وگیاهان ،سبزه ها ودرختان ،به جنب وجوش آمدن پرندگان وحیوانات ،وطراوت یافتن باغها وچمن زارها ،باید همان درس را بگیریم که خدای متعالمان بارها در قرآن کریم به آن تذکر داده اند ،درس توحیدوقدرت الهی ورستاخیز وبازگشت به سوی پروردگار .

در کتب دینی مان مطلب جالبی در مورد پاشیدن آب در نوروز ،که تبدیل به سنتی شده آمده که این امر به این دلیل است که پیامبری از پیامبران بنی اسرائیل از خداوند خواست که گروهی چند هزار نفره را که بیم مرگ ،دیار خویش را ترک گفتند وگرفتار مرگ شدند ،زنده سازد .خداوند به آن پیامبر وحی فرستاد که بر محل گورستان آنان آب بپاشد .پیامبرهم در نوروز چنین کرد وسپس مردگان که تعدادشان سی هزار نفر بود همگی زنده شدند .از همین رو پاشیدن آب در نوروز ،سنتی دیرینه شد که سبب آنرا جز آنانی که دانش پایدار دارند ،ندانند.

رساند باد صبا مژده بهار  امروز .........................................ز توبه ،توبه نمودم هزار بار امروز

رسد به گوش دلم این مژده ام زهاتف غیبی .........................که گشت شیر خداوند ،شهریار امروز

بجای خاتم پیغمبران به استحقاق ...................................گرفت خواجه کروبیان قرار امروز

برای همه شما بزرگواران سالی خوش وخرم ،همراه با موفقیت ،از خداوند منان آرزومندم .

یادش بخیر روزهایی راکه توسط طرح بلاگ تا پلاک ،قرار بود عازم شویم ونشدیم ،قرار بود بسوزیم ونسوختیم وبسوزیم تا ساخته شویم ویا ساخته شوبم تا نسوزیم .وامروز در عطش آن ایام که(شهداهم مارا نطلبیدند)جمله ای را با خدایم نجوامیکنم .

الهی دلدادگان فرمانت ،عاشقانه به مسلخ شهادت شتافتند،خنجر خشم بر خنجر خصم نهادند وخنجر شوق بر خنجر عشق سپردند.در ((لیله القدر))شب حمله ،جوشن جان در برداشتند وشعله ایمان درسر .رفتند تا بمانند .دم فرو بستند تا در رواق تاریخ ،سرود ماندگاری بخوانند .ردای سرخ شهادت پوشیدند وجرعه جرعه از می محبت نوشیدند .شهیدشان خواندی وبرمائده رزق خود نشاندی ،پیوسته از آنان یاد کردی وسکوتشان را فریاد ،جهان را ز نامشان آباد .شهیدان عشق پای در راه نهادند ،زمین را طی کردند ومرکب نفس را پی .رفتند ورسیدند ،دیدند آنچه شنیدند .اما در جبهه نفس در اولین منزل ،در خط دل ماندیم واز روی تو خجل گشتیم .

عمری ز کمند نفس غافل ماندیم ..................................سیلاب گناه آمد ودر گل ماندیم

آن خط شکنان زخط خون بگذشتند ................................ما پشت موانع خط دل ماندیم .

 

ودر آخر :خدایادر سال جدید ،  نصیرمان کن تا بصیر گردیم وبصیرمان کن تا از مسیر برنگردیم .

 


نوشته شده در  چهارشنبه 86/1/1ساعت  1:57 عصر  توسط سمیه ملاتبار 
  نظرات دوستان()

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
آتش بدونِ دود
با احترام به آیه اَلَست
مرد ِ پابه ماه
چادر مشکی ِ خود را بتکانی در باد...
از خودکشی ِ شخصیتی حرف میزنم...
ران ِ ملخی از موری ناتوان
با چادری که تر شده از داغی ِ تنم
[عناوین آرشیوشده]