سفارش تبلیغ
تبلیغات در پارسی بلاگ

عرفامون رو دیدید؟تا به حال به زندگیهاشون فکر کردین ؟

وقتی هرزگاهی برای نماز جماعت به حرم خانم فاطمه معصومه (س) میرفتم دم اذان آیت الله بهجت رو می دیدم .سر مبارکشون همیشه به پایین است و دائما در حال ذکر گفتن وبه حداقل صحبت بر عابران اکتفا میکند .جواب سلامی وصحبتهای اشاره ای،.یک نوع الهه تواضع وفروتنی ،الهه خدایی والهی .یا آیت الله مصباح یا حسن زاده آملی ،دیدار آنروزم با آیت الله حسن زاده آملی رو هیچ وقت فراموش نمیکنم واز ذهنم بیرون نمیریزم.چون ایشان تنها بودند اصلا نشناخته بودمشان ،یه هو وقتی از همراهم شنیدم که ایشان آیت الله حسن زاده ست ،از آنهمه کرامتها وبهجتها ماندم .

براستی میان خدا وایشان چه میگذرد ؟ما که عارف نیستیم اما میخواهیم عاشق باشیم ،ما هم میخواهیم چونان انها بود ونبودمان را فدای او کنیم ،آیا میشود ما را هم صدا کنند همانطور که این عرفای شیدا را به سوی خود خواندند ؟

براستی زیباتر از این کرامتهای اخلاقی می یابیم تا بخواهیم تشویق شویم برای رشدو حرکت ومانند او شدن ؟.......

پروردگارا بواسطه نام پنج تن ما را مدد فرما وبر جوانی وخامی و فهم زودگذرمون بگذر وتوان مضاعف بر مشکلات سر راهمون قرار بده .

 

چون کشتی در دل طوفان یارا ،یارا

                                            دریاب ای ساحل دریا ما را ،ما را


نوشته شده در  سه شنبه 86/6/13ساعت  5:59 عصر  توسط سمیه ملاتبار 
  نظرات دوستان()

لیست کل یادداشت های این وبلاگ
آتش بدونِ دود
با احترام به آیه اَلَست
مرد ِ پابه ماه
چادر مشکی ِ خود را بتکانی در باد...
از خودکشی ِ شخصیتی حرف میزنم...
ران ِ ملخی از موری ناتوان
با چادری که تر شده از داغی ِ تنم
[عناوین آرشیوشده]